تبلیغات
حسینی وبلاگ - روزنه های زندگی
 
درباره وبلاگ


با سلام از اینکه مارا انتخاب نموده اید ممنونیم.ما(گروه وبلاگ نویسی حسینی)در صددیم به بهترین نوع در ارائه ی مسائل دینی و فرهنگی در خدمت شما باشیم.غرض ما از راه اندازی وبلاگ روشن تر کردن ذهن خوانندگان درباره مسایل فرهنگی واسلامی و ترویج فرهنگ صحیح اسلامی در جامعه است.از آن لحاظ ما در یک کشور جهان سوم زندگی میکنیم ودین امری بدیهی در جامعه ماست و تبلیغات گسترده ای برای دین ستیزی در این کشورها اعمال شده برآن شدیم با حرکتی بسیار میانه روانه ،نه تند خو و نه کند رفتار به بررسی این مسایل بپردازیم.مطمئنم که بازدید کننده های همیشگی ما این را میدانند و بر این گفته صحه میگذارند.در این مدت که در اینترنت گشت میکنید با ما باشید و با نظراتتان مارا در این امر خیر یاری دهید.

مدیر وبلاگ : محمد حسینی
نظرسنجی
نظر شما درمورد حسینی وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
hossainee.mihanblog.com
حسینی وبلاگ
سلام باعرض پوزش بدلیل بروز نشدن وبلاگ،ما (گروه وبلاگ نویسی حسینی)در اپحال انجام یک عمل بسیار بزرگ هستیم. برایمان دعا کنید.با خبر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 4 مرداد 1389 :: نویسنده : هادی ف






روزنه های زندگی

روزی ، گرگی در دامنه کوه متوجه یک غار شد که حیوانات مختلف از آن عبور می کنند. گرگ بسیار خوشحال شد و فکر کرد که اگر در مقابل غار کمین کند، می تواند حیوانات مختلف را صید کند. بدین سبب، در مقابل خروجی غار کمین کرد تا حیوانات را شکار کند.
روزنه های زندگی
روزی ، گرگی در دامنه کوه متوجه یک غار شد که حیوانات مختلف از آن عبور می کنند. گرگ بسیار خوشحال شد و فکر کرد که اگر در مقابل غار کمین کند، می تواند حیوانات مختلف را صید کند. بدین سبب، در مقابل خروجی غار کمین کرد تا حیوانات را شکار کند.

روز اول، یک گوسفند آمد. گرگ به دنبال گوسفند رفت. اما گوسفند بسرعت پا به فرار گذاشت و راه گریزی پیدا کرد و از معرکه گریخت. گرگ بسیار دستپاچه و عصبانی شد و سوراخ را بست. گرگ گمان می کرد که دیگر شکست نخواهد خورد.

روز دوم، یک خرگوش آمد. گرگ با تمام نیرو به دنبال خرگوش دوید اما خرگوش از سوراخ کوچک تری در کنار سوراخ قبلی فرار کرد. گرگ سوراخ های دیگر را بست و گفت که دیگر حیوانات نمی توانند از چنگ من بگریزند.

روز سوم، یک سنجاب کوچک آمد. گرگ بسیار تلاش کرد تا سنجاب را صید کند. اما سرانجام سنجاب نیز از یک سوراخ بسیار کوچک فرار کرد. گرگ بسیار عصبانی شد و کلیه سوراخ های غار را مسدود کرد. گرگ از تدبیر خود بسیار راضی بود.

اما روز چهارم، یک ببر آمد. گرگ که بسیار ترسیده بود بلافاصله به سوی غار پا به فرار گذاشت. ببر گرگ را تعقیب کرد. گرگ در داخل غار به هر سویی می دوید اما راهی برای فرار نداشت و سرانجام طعمه ببر شد.

هیچ گاه روزنه های كوچك زندگیت را به طمع آینده نبند.





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : روزنه، گرگ، گوسفند،