تبلیغات
حسینی وبلاگ - و عید آمد.تو چه تغییری کردی؟
 
درباره وبلاگ


با سلام از اینکه مارا انتخاب نموده اید ممنونیم.ما(گروه وبلاگ نویسی حسینی)در صددیم به بهترین نوع در ارائه ی مسائل دینی و فرهنگی در خدمت شما باشیم.غرض ما از راه اندازی وبلاگ روشن تر کردن ذهن خوانندگان درباره مسایل فرهنگی واسلامی و ترویج فرهنگ صحیح اسلامی در جامعه است.از آن لحاظ ما در یک کشور جهان سوم زندگی میکنیم ودین امری بدیهی در جامعه ماست و تبلیغات گسترده ای برای دین ستیزی در این کشورها اعمال شده برآن شدیم با حرکتی بسیار میانه روانه ،نه تند خو و نه کند رفتار به بررسی این مسایل بپردازیم.مطمئنم که بازدید کننده های همیشگی ما این را میدانند و بر این گفته صحه میگذارند.در این مدت که در اینترنت گشت میکنید با ما باشید و با نظراتتان مارا در این امر خیر یاری دهید.

مدیر وبلاگ : محمد حسینی
نظرسنجی
نظر شما درمورد حسینی وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
hossainee.mihanblog.com
حسینی وبلاگ
سلام باعرض پوزش بدلیل بروز نشدن وبلاگ،ما (گروه وبلاگ نویسی حسینی)در اپحال انجام یک عمل بسیار بزرگ هستیم. برایمان دعا کنید.با خبر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 18 شهریور 1389 :: نویسنده : هادی ف



 عید رمضان آمد و ماه رمضان شد

 صد شکر که این آمد و صدحیف که آن شد



 30 روز رفت برای خیلیا زود رفت برای بعضیاهم دیر.اما توچی؟برای تو چه جوری رفت؟ زود،دیر،تند،کند،خوب،بد؟نه!واقعا این رمضان رو چه جوری دیدی؟تونستی اونطوریکه باید بهره ببری،بهره ببری؟ دیگر باید منتظر یک سال دیگه باشیم تا آن لحظات لذت بخشی رو که دم افطار هنگام تشنگی و گرسنگی منتظر اذان مینشستیم و آرزوی تموم شدن روز رو میکردیم.هنگامی که اذان میگفتندخدارا شکر میکردیم که دوباره عمری باقی بود که بر سرسفره افطار بنشینیم وشکر گویان غذا میل کنیم...چه زود گذشت آن غروبهایی که با صدای مؤذن مسجدمان انس گرفته بودیم که اگه حتی ظهر ها هم اذان میگفت به یاد مغرب می افتادیم.چه زود گذش آن موقع که به سختی از خواب پاشده وبر سر سفره سحری حاضر میشدیم و هول کنان غذا می خوردیم که چیزی به اذان نمونده و باید روزه مان رو آغاز کنیم.چه زود گذشت آن شبهایی که باهم در مسجد مینشستیم وتا صبح نماز می خوندیم دعا میکردیم در اوج شلوغی مسجد هنوز دلمان خلوت بود وبرای خلوتی دلهایمان گریه میکردیم و خدا را به همان شب مبارکش قسم میدادیم که از سر تقصیراتمان بگذرد.چه زود گذشت ربناهایی که با خود میکردیم.چه زود گذشت آن تراویح هایی که هرچند بر اسر پر خوری سنگین بودیم اما برای خدا وارد مسجد میشدیم و 21 رکعت و یا 11 رکعت نماز میخواندیم آخر سر هم کنار هم مینشستیم. چه زود گذشت... چه زود گذشت... آری گذشت اما ما نباید فقط رمضانی باشیم.میتوانیم همه روزمان رمضان باشد همه شبمان قدر باشد.میتوان باشنیدن دوباره ی صدای مؤذن یاد آن روزها افتاد وتذکری بود که تو یک ماه روزه بودی خودت را خراب نکن.مسلمانی فقط در رمضان نیست.پس بگذار که رمضان همه ی روزهای تو باشد.



نوع مطلب : دین و مذهب، 
برچسب ها : عید، فطر،