تبلیغات
حسینی وبلاگ - از دوستی های خیابانی تا تعدی جنسی
 
درباره وبلاگ


با سلام از اینکه مارا انتخاب نموده اید ممنونیم.ما(گروه وبلاگ نویسی حسینی)در صددیم به بهترین نوع در ارائه ی مسائل دینی و فرهنگی در خدمت شما باشیم.غرض ما از راه اندازی وبلاگ روشن تر کردن ذهن خوانندگان درباره مسایل فرهنگی واسلامی و ترویج فرهنگ صحیح اسلامی در جامعه است.از آن لحاظ ما در یک کشور جهان سوم زندگی میکنیم ودین امری بدیهی در جامعه ماست و تبلیغات گسترده ای برای دین ستیزی در این کشورها اعمال شده برآن شدیم با حرکتی بسیار میانه روانه ،نه تند خو و نه کند رفتار به بررسی این مسایل بپردازیم.مطمئنم که بازدید کننده های همیشگی ما این را میدانند و بر این گفته صحه میگذارند.در این مدت که در اینترنت گشت میکنید با ما باشید و با نظراتتان مارا در این امر خیر یاری دهید.

مدیر وبلاگ : محمد حسینی
نظرسنجی
نظر شما درمورد حسینی وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
hossainee.mihanblog.com
حسینی وبلاگ
سلام باعرض پوزش بدلیل بروز نشدن وبلاگ،ما (گروه وبلاگ نویسی حسینی)در اپحال انجام یک عمل بسیار بزرگ هستیم. برایمان دعا کنید.با خبر
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM


سرهنگ عبدا... قاسمی رییس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ایران می گوید:
هفدهم تیرماه بود كه دودختر به كلانتری مراجعه می كنند و می گویند: سه پسر كه با آنها دوست بودیم، در راه باشگاه ما را سوار خودرو می كنند و پایین تر از یك كارخانه بزرگ با تهدید ما را به داخل باغی برده و مورد آزار و اذیت قرار می دهند و در جریان آن از ما فیلم برداری می كنند...

این دو شاكی در ادامه شرح حادثه عنوان كردند: متعرضان ضمن تهدید به این كه اگر با آنها رفاقت نداشته باشیم و تن به خواسته های شیطانی شان ندهیم، فیلم را در اختیار خانواده های مان قرار می دهند سپس رهایمان كردند. حال به یك ماجرای دیگر توجه كنید
رد كبودی از گوشه چشم راستش تا نزدیكی های فك ادامه داشت. باز هم هق هق گریه. نفسش از گریه به شماره افتاد و انگار حس می كرد ته حلقش خشك شده باشد، مویه كنان با پهنای كف دستش خیسی اشك را از روی گونه متورم و كبودش پاك كرد.
خون مردگی های روی صورت و بازویش از چهار روز پیش بوده. خانم سروان «احمدی» نفس عمیق و صداداری كشید و رو به «ساناز» گفت: دخترجان، این ها كه مال چهار روز پیش است، ساناز كه حالا پنج، شش سالی بیشتر از سنش نشان می داد و به او دختر 27، 28 ساله می آمد، انگار به سختی آب دهانش را قورت بدهد سرش را پایین انداخت و هیچ نگفت ... مادرش با عصبانیت آستین مانتو اش را كشید: «ذلیل مرده، چرا لال شدی، حرفی بزن بدبخت بیچاره...»
سروان رو به مادر ساناز كرد و گفت: شما بفرمایین بیرون، طوری كه به او بر نخورد ادامه داد: دخترتان الان تو موقعیت مناسبی نیست، خودشان سر فرصت همه چیز را تعریف می كنند، فعلا شما لطف كنید و بیرون اتاق منتظر باشید.
مادر كه رفت، پس از چند دقیقه ساناز با شرم و حیایی كودكانه گفت:
جناب سروان، پزشكی قانونی درست گفت: آنها مرا چهار روز پیش كتك زدند و مورد آزار و اذیت قرار دادند، من به پدر و مادرم گفتم «خودم خوردم زمین، وقتی از دانشگاه می آمدم از ماشین پیاده شدم كه خرید كنم اما افتادم توی جوی آب...» سروان پرسید: چرا پس از تهدید، به موقع پلیس را خبر نكردی؟ ساناز گفت: فكر می كردم دروغ می گوید. آخر خیلی مهربان بود، اصلا بهش نمی آمد این قدر بدجنس باشد.
ساناز حدود یك ماه و نیم پیش در خیابان میرداماد موقع خرید با جوانی خوش پوش كه چهره اش بی شباهت به ستاره های سینمای جهان نبود، آشنا شد (به اذعان ساناز) كه گفته بود نامش «آرش» است و تاجر فرش در آلمان... ساناز محو چهره، متانت و تا اندازه ای هم تیپ و سرمایه آرش شده بود. آرش همه زندگی ساناز بود، مرد رویاها حالا سوار بر زیباترین اسب دنیا آمده بود تا ساناز را با خود به اروپا ببرد... آرش دروغ نمی گفت كه اتومبیل مدل بالا دارد، یك بی ام و مشكی رنگ كه هنوز هزار كیلومتر هم راه نرفته بود و دماغه اش مانند كوسه بود. عجب رویایی بود نشستن پشت فرمان خودرویی كه حداقل دویست میلیون تومان قیمتش است. ساناز البته ماشین ندیده نبود، پدرش یك كارخانه دار بود و برای ساناز یك اتومبیل پراید خریده بود تا با آن به دانشگاه برود. ساناز موبایل هم داشت و خانه ای آبرومند در یكی از خیابان های بالای شهر، اما این «بی ام و» و آن سرمایه چیز دیگری بود.
آرش حتی با ساناز دست هم نداده بود، گفته بود من به این جور آداب بسیار مقیدم و حتما باید پس از صیغه محرمیت یا عقد باشد. ساناز از هر نظر خیالش راحت بود، اما دلش می خواست تا روز خواستگاری هیچ كس متوجه ارتباط شان نشود...
آرش یك دستبند هم برای او خریده بود، ساناز فكر كرده بود بدل است. وقتی دستبند را برده بود طلافروشی، مرد زرگر به او گفته بود كه قیمت دستبند حدود 450 هزار تومان است و ساناز قند توی دلش آب شده بود.
سروان احمدی می گوید: چی شد كه بهش پول دادی؟
ساناز بغضش را خورد و گفت: من حدود پنج میلیون تومان پس انداز داشتم، پول هایی كه بابا به من داده بود و همچنین مبلغی كه از تدریس خصوصی به دست آورده بودم.
آرش به من گفت: برای رفتن به آلمان و گرفتن ویزا حدود 15 میلیون تومان پول لازم است كه او در حال حاضر ده میلیون تومان دارد. من هم هر چه پس انداز داشتم به آرش دادم به این باور كه پس از ازدواج هر چه زودتر به آلمان برویم و تعجب فامیل را برانگیزیم. سروان پرسید: چه زمانی متوجه شدی كه نمی خواهد پول شما را بدهد؟ و ساناز گفت: دو هفته از آن ماجرا گذشته بود كه پیگیر كارها شدم. آرش گفت: برای گرفتن ویزا به دردسر خورده و منتظر است تا ویزا را بگیرد و بیاید خواستگاری... - تو این مدت رابطه ای هم داشتی؟
نه فقط تو خیابان همدیگر را می دیدیم، اغلب به كافی شاپ یا رستوران می رفتیم.
پس از چند روز، هر بار كه از او می پرسیدم چرا به خواستگاری نمی آیی، بهانه می آورد و می گفت: به پدر و مادرت چیزی نگو، می خواهم سورپرایزشان كنم... كم كم حدس زدم كه او اصلا قصد ازدواج با من را ندارد، كارمان حتی به بحث و جدل لفظی هم كشید، او با روزهای اولش خیلی فرق كرده بود. به زور می توانستم باور كنم كه این آرش، همان آرش مهربان و مودب است، تا این كه یك روز به من گفت: ویزا درست نشده و تمامی پول ها هم به باد رفته است. نمی توانستم باور كنم، به آرش گفتم: اگر پول هایم را پس ندهد از او شكایت می كنم و او هم به من گفت: كلی عكس از من گرفته و اگر بخواهم شكایت كنم، توسط دوستانش آبروی مرا در دانشگاه و محله مان می برد. ترسیده بودم. از یك طرف رو نداشتم موضوع را به پدر و مادرم بگویم و از طرف دیگر جرات نمی كردم ماجرا را تنهایی به پلیس بگویم...
ساناز دوباره زد زیر گریه، بلند بلند گفت: من به پلیس نگفته بودم، اما یك روز كه قصد داشتم به كلانتری بروم آرش تهدید كرد كه اگر این كار را انجام دهم با دوستانش مرا اذیت می كنند و ماشینم را آتش می زنند. درست پنج روز پیش... آن روز خودروام را نیاورده بودم. سر ظهر وقتی از دانشگاه آمدم، سوار یك پیكان شدم و جلوتر هم چند نفر دیگر سوار شدند و بعد هم با سوار شدن آرش شوكه شدم و پی به نقشه شوم شان بردم. آنها دهان مرا گرفتند و به ساختمان متروكه ای بردند. هر چه قدر مقاومت كردم فایده ای نداشت، می بینید كه سرو و صورتم را به این روز انداخته اند...
سروان احمدی می گوید: این شماره همراه كه اعتباری است، شماره ماشینش هم جعلی بوده. به نشانی اش هم مراجعه كردیم ولی بی فایده بود، سرنخ دیگری از او ندارید؟
سه ماه و نیم بعد ماموران پلیس آگاهی بدون سرنخ «مسعود.م» ملقب به آرش كه انواع بزهكاری ها در پرونده اش بود را دستگیر كردند و همدستان او نیز به دام افتادند، گرچه در این مدت انرژی فراوانی از ماموران گرفته شد تا مجرمان دستگیر شوند، اما بغض ساناز هنوز گلویش را آزار می داد...

مقابله با آسیب خاموش
روابط خیابانی برای دختران و پسران به یك اندازه عواقب ناخوشایندی در پی دارد و اكنون موضوع پرونده های متعددی است كه در پلیس آگاهی پیگیری می شوند اما آسیب های ایجاد شده بر اثر روابط خیابانی بیشتر متوجه بانوان است، چون خانم های آسیب دیده سرمایه ای را از دست می دهند كه شاید تا آخر عمر سایه آن بر سرشان سنگینی كند. بیشتر قربانیان معترض بانوانی هستند كه به دوستی های خیابانی، اغلب تحت پوشش دوستی های قبل از ازدواج تن می دهند.
پیگیری پرونده های روابط خیابانی معمولا با دشواری هایی رو به روست. دو عامل مهم باعث می شود كه این جرم تداوم یابد یا به عبارتی پیگیری های پلیسی را با هزینه و وقت زیاد همراه كند. به گفته رییس اداره اجتماعی پلیس آگاهی، سرهنگ «قاسمی» عامل اول به رفتار غلط یا در اصطلاح «پرخطر» بزه دیدگان مربوط می شود. معمولا بانوان آسیب دیده كه متاسفانه اغلب آنها دوشیزه نیز هستند به دور از چشم خانواده اقدام به برقراری روابط خیابانی می كنند و مجرمان با عنایت به این نكته، خود را مستلزم نمی بینند كه مشخصات نشانی واقعی شان را اعلام كنند. سرهنگ عبدا... قاسمی عامل دوم در تداوم این جرم را ماهیت آن می داند. به عبارت دیگر، چون در فرهنگ ما شخص بزه دیده آبروی خود را در خطر می بیند و سعی می كند تا حد ممكن آن را پوشیده نگه دارد، معمولا به پلیس یا مراجع قضایی مراجعه نمی كند. حتی چنین فردی شاید ماجرا را برای نزدیكان و والدین خود نیز بازگو نكند. این عامل نیز به خودی خود مجرمان را در انجام جرایم بعدی جسورتر می كند. در صورتی كه آسیب دیدگان باید سریع به پلیس اطلاع دهند. سرهنگ قاسمی توجه والدین را به این گونه مسائل بسیار حائز اهمیت می داند. او می گوید: در این پرونده ها پلیس زن مسئول رسیدگی است و بانوان به راحتی می توانند شرح ماوقع را با این ماموران در میان بگذارند. از سوی دیگر، پرونده های مفتوحه در زمینه تعرض، خصوصی تلقی می شود و مفاد و مشخصات آن از پلیس آگاهی به بیرون درج نمی كند.


دوستی به بهانه شناخت
متخصصان علوم اجتماعی معتقدند كه بخش اعظمی از بزهكاری های اجتماعی، به ویژه ارتباطات خیابانی كه اغلب منجر به جرم، بزهكاری، كلاهبرداری و... می شود، ناشی از نبود آموزش های لازم از سوی رسانه ها و به خصوص والدین است. دكتر «محمد رسولی آزاد»، مدرس دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی، اعتقاد دارد كه در جامعه ما به دلیل سنتی بودن، همیشه والدین از این كه درباره مسائل خصوصی كه معمولا جنبه خصوصی هم ندارند و به سرنوشت فرزندان شان گره خورده... به نوعی واهمه داشته اند و رسانه ها كه در راس آنها صدا و سیما تاثیرگذارترین است به سمت آموزش مستقیم و بی پرده نرفته اند.
رسولی این پرسش را مطرح می كند كه چه طور ممكن است جوانی بیست یا حتی 25 ساله كه در رسانه و در خانه درباره این مسائل با او صحبت نشده، آن قدر تجربه داشته باشد یا مراقب برخورد افراد ناشناس یا دوستی های خیابانی باشد كه بتواند جوانب امر را در نظر بگیرد.
حال بد نیست به این نكات هم در مورد دوستی های خیابانی توجه كنید:
قاسمی می گوید: بخش تاریك و تاسف بار ماجرا در مورد این گونه پرونده ها این است كه معمولا مجرمان ردپایی از خود به جا نمی گذارند و تمامی مشخصات شان ساختگی است و اغلب این دوستی ها به بهانه شناخت قبل از ازدواج صورت می گیرد. خیلی از جوانان می گویند: می خواهیم خودمان با چشمان باز دست به انتخاب بزنیم و شریك زندگی مان را انتخاب كنیم. در این میان برای عده ای ازدواج، رهایی از امر و نهی های دست و پاگیر خانواده است و در نهایت تحقق ازدواج یعنی پایان دادن به مهم ترین دغدغه شان... پس چشم بسته به دوستی های خیابانی رو می آورند تا در نهایت ازدواج كنند. با توجه به شرایط اجتماعی كه بسیاری از پسران توان تشكیل خانواده از طریق ازدواج ندارند، در جهت برطرف كردن نیازهای جنسی و عاطفی خود از طریق دوستی برمی آیند؛ دوستی كه اغلب با وعده های فریبنده و دروغ ازدواج همراه است، براساس آمار سال 85 از هر چهار مورد ازدواج، یكی در حالی به طلاق ختم می شود كه زوجین نداشتن تفاهم را علت طلاق می دانند.
«جعفری» رییس مجتمع قضایی خانواده دراین باره می گوید: ازدواج هایی این گونه سرچشمه بسیاری از آنها طی چند سال اخیر از دوستی و برقراری رابطه ای میان پسر و دختر نشات گرفته و به اصطلاح دو طرف با طرح علاقه و تفاهم بین خود تصمیم به ازدواج گرفتند و در این میان گویا برای والدین نقشی جز مجری برگزار كننده مراسم تعریف نشده است!
و اما آمار پلیس آگاهی نشان می دهد كه بیش از چهل درصد قربانیان تجاوز به عنف با نوع پوشش و رفتارشان، امكان و فرصت برقراری رابطه پنهانی را برای متجاوز فراهم كرده اند و در نهایت نیات شیطانی مجرم نیز با كشاندن قربانی به جایی دور از چشم خانواده و مكان های متروك به بروز فاجعه منجر می شود و تمامی این مسائل به خاطر دوستی های خیابانی است كه بر اثر بی اطلاعی صورت می گیرد.


دوستی با والدین

سردار جعفری رییس پلیس آگاهی ایران درباره جرایمی كه منشاء آن دوستی های خیابانی است، می گوید: خانواده ها باید بستری فراهم كنند تا دختر خانم ها به راحتی مسائل خود را با آنها در جریان بگذارند تا نیازهای عاطفی شان برطرف شد. وی نقش خانواده ها را در آگاهی دادن به دخترها درباره عواقب سوء این گونه دوستی ها مهم خواند و گفت: خانواده ها باید با برقراری رابطه عاطفی و دوستانه، به مسائل نوجوانان به ویژه فرزندان دختر خود توجه ویژه ای نشان دهند تا این قشر در مقابل آسیب های اجتماعی ناهنجار قرار نگیرند.
رییس پلیس آگاهی ناجا با ابراز تاسف از بروز قتل های خانوادگی در كشور گفت: متاسفانه در این مدت شاهد افزایش این قتل ها هستیم كه باید برای آن فكری كرد این گونه قتل ها بسیار دردناك است، انتشار این گونه اخبار به شدت بهداشت روانی جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد و به علت ویژگی خاص این مسئله، پلیس قادر به پیشگیری از این پدیده نیست و نقش آن بیشتر در كشف و پیگیری این موضوع است.جعفری درباره قتل زنان به دست محارم خود می گوید: این پدیده ای نیست كه بتوان با كار پلیسی جلوی آن را گرفت بلكه نهادهای فرهنگی و اجتماعی زیادی باید برای این مسئله تلاش كنند و حل این مسئله یك عزم فرهنگی می طلبد.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : دوستی، دوستی خیابانی، تعدی جنسی،